تبلیغات
فدائی بنت الحیدر
 
 
 
(این الفاطمیون) انشاالله فدائی اخت الحسین سلام الله علیهما میشوم

غدیر روز بیعت با امام زمان عجل الله تعالی فرجه /یا صاحب زمان مرا چگونه میبینی آیا از بیعت کنندگانم یا ...

نویسنده : عبد حضرت محمد وآل پاکش صلوات الله علیه وآله 222 | تاریخ : 04:22 - 1394/07/15

آیا مولود کعبه را ندیدندآن مردم وقت که رسول خدا دستش را بالا برد !

 آیا دیدند و قتی که فرمود فزت ورب الكعبة پس این مولا جز هدایت ما چه میخواست از سوی رب کعبه از کعبه آمد به سوی رب کعبه رفت و رستگار شد



ای مولای عشق  آن هنگام که فرمودید:


«ای مردم ! آیا شایسته بود که من بدن پیغمبر (صلی الله علیه وآله ) را غسل نداده ودفن نکرده رها سازم وبر سر جانشینی ومقام ریاست او نزاع کنم ؟! من فکر نمی کردم شما به این کار مبادرت ورزیده ، به خود اجازه دهید با ما اهلبیت پیغمبر در این حق مسلّممان نزاع کنید».

                                                                خطبه شقشقیه

على(علیه السلام)در این خطبه می فرماید:

آگاه باشد!به خدا قسم،پسر ابى قحافه،جامه خلافت را در بركرد و مى‏دانست من براى خلافت همچون قطب میان آسیا هستم.پس من هم جامه دیگرى در بر و از آن پهلو تهى كردم و در كار خود مى‏اندیشیدم كه آیا بدون دست حمله كنم یا آنكه بر تاریكى،كورى صبر پیش گیرم كه در آن بزرگان را فرسوده و جوانان را پیر ساخته و مومن در آن رنج می‏برد تا به دیدار خدایش نایل آید.پس دریافتم شكیبایى بر این دوعاقلانه‏ تر است.صبر كردم در حالى كه در چشمانم خار و در گلویم استخوان بود.میراث خود را تاراج‏رفته مى‏دیدم تا آنكه نخستین كس آنان به راه خود پایان داد و خلافت را پس از خود به پسر خطاب سپرده آن گاه آن حضرت به این سخن اعشى تمثل جست:

چقدر تفاوت است میان امروز من كه بر كوهان شتر سوارم بر روزى كه حیان برادر جابر در آن بود.

«شگفتا!او در روزگار خود از مردم درخواست فسخ بیعت می‏كرد ولى در پایان زندگیش این منصب را به دیگرى سپرد.این دو خلافت را مانند دو پستان شتر در بین خود تقسیم كردند.من بر این زمان دراز و این محنت سخت صبر پیشه كردم تا آنكه راه عمر نیز پایان یافت و خلافت را در جماعتى گذارد كه مرا هم یكى از آنها گمان كرد.پس اى خداوند از تو یارى مى‏طلبم در مورد شورایى كه تشكیل شد و مشورتى كه كردند.چگونه درباره من در مقابل نخستین آنان (ابو بكر)تردید كردند تا آنجا كه امروز مرا همردیف اینان قرار داده‏اند.پس یكى از میان این شورا از روى كینه‏اى كه داشت دست از حق بشست و دیگرى به خاطر دامادى با عثمان از من رویگردان شد (1) .تا آنكه سومین كس هم برخاست و هر دو جانب خود،میان محل بیرون دادن و خوردنش را باد كرد و فرزندان پدرانش با او یكى شدند و مال خدا را همچون شترى كه با رغبت تمام علف بهارى را مى‏خورد،خوردند.تا آنكه ریسمان تافته‏شده او از هم گسیخت و كردارش باعث كشته شدنش شد.و پرى شكم او را به رو سرنگون كرد.

پس چون من به خلافت رسیدم گروهى بیعت خود را با من زیر پا نهادند و گروهى از بیعتم خارج شدند و عده‏اى دیگر از فرمانبردارى خداوند بدر رفتند.گویا آنان فرموده الهى را نشنیده‏اند كه گفت:«این خانه آخرت است كه آن را براى كسانى قرار مى‏دهیم كه در زمین برترى و فساد نجسته‏اند و فرجام كار براى پرهیزكاران است».اما به خدا قسم آنان این آیه را شنیده‏اند و به خاطر سپرده‏اند.ولى دنیا خود را در چشم ایشان آراسته و زیورهایش آنان را فریب داده است».

(ین خطبه را بدین نام خوانده‏اند زیرا وقتى على(ع)به انتهاى این خطبه رسیده بود مردى از اهل دهات برخاست و نامه‏اى به دست آن حضرت داد.وى به خواندن آن نامه مشغول شد.ابن عباس به او گفت:اى امیر المؤمنین!اى كاش سخنان خود را از آنجایى كه قطع كرده بودى ادامه مى‏دادى.فرمود:«هیهات اى پسر عباس!این شقشقه‏اى بود كه صدا كرد و سپس آرام گرفت».

چون این خطبه مشتمل بر تظلم على است كه از كسى كه وى را با آنكه در امر خلافت سزاوار بود،كنار گذاشت،گروهى منكر آن شده و پنداشته‏اند این خطبه از سخنان رضى است.گفته‏اند رضى این گفتار خود را در نهج البلاغه گنجانیده و آن را به على نسبت داده است.دلیل اینان بر این مدعا،چنان كه پیش از این ذكر شد،چیزى جز محتویات این خطبه نیست)

 

 

تنها علی امیر المومنین علیه السلام  است

یا امیر المومنین سلام خدا بر تو باد کمکمان کن نجاتمان بده در روز حساب